
در این لحظه؛
اگر
نزد من بيایی؛
دقیقه هایت به ساعت ها؛
ساعت هایت به روزها؛
و روزهایت به یک عمر؛
بدل خواهند گشت.
*
به شاهزادهء فیل ها:
دقیقأ یک سال پیش بود که ناپدید شدم.
در آن روز،
نامه ای به دستم رسید،
که مرا به جایی که در آن
زندگی ام را با فیل ها آغاز کرده بودم،
فرا می خواند.
*
لطفأ مرا ببخش!
برای سکوتی که یک سال،
میانمان حاکم بود.
این نامه،
آن سکوت را می شکند.
به نشانه ِ اولین نامه
از سیصد و شصت و پنج نامه ام به تو،
که هر کدام برای یک روز ِ سکوت.
من در این نامه ها،
هرگز بیش از خودم، نبوده ام.
آن نامه ها نقشه های من اند،
از مسیر ِ پرواز ِ پرندگان.
و آنان
تمام حقیقتی اند که من می دانم.
*
تو همه چیز را به خاطر خواهی آورد،
تمام آنچه را که پیش از این بوده است.
*
در روزگار ِ نخست؛
آسمانها از فیل های پرنده
پر شده بودند.
هر شب،
در هر کجای آسمان که می شد،
می خوابیدند.
و با یک چشم باز،
خواب می دیدند.
*
شب هنگام،
به ستاره ها خیره می شوی،
به چشمان زل زدهء فیل ها نگاه می کنی
که با یک چشم باز
خوابیده اند،
تا به درستی نگهبان ما باشند.
*
و از زمانی که خانه ام در آتش سوخت،
ماه را شفاف تر می بینم.
*
به تمامی ِ بهشت هايي كه در من فرو افتاده اند،
خیره شدم:
بهشتي را دیدم که در دستانم بود
و فرو لغزید.
عهد هایی را دیدم،
که بر آنها استوار نماندم.
رنج هایی
که ویرانشان نکردم.
زخم هایی
که شفا شان ندادم،
اشک هایی
که تقسیم شان نکردم.
مرگ هایی را دیدم؛
که به پایشان مویه نکردم،
دعا هایی را
که اجابت نکردم،
درهایی که نگشودم،
درهایی که نبستم،
عاشقانی را که وانهادم.
تمامی آنچه را که به سوی من آمد و نپذیرفتم.
تمامی نامه هایی را دیدم،
که در آرزوی شان بودم،
اما هیچگاه دریافت نکردم.
تمامی ِ آنچه را که می توانست باشد
ولی هرگز نبود.
*
و هر فیلی،
با خرطوم ِ برافراشته اش،
یک نامه،
از طرف ِ ستارگان است،
و هر نهنگ ِ غول آسا،
نامه ایست؛
از مغاک ِ دریا.
و اینها همه تداعی ِ یک نامه اند ،
در رویا هایم.
اینها نامه اند!
نامه های ِ من،
برای ِ تو.
*
قلب من خانه ای قدیمی است،
که پنجره هایش
دیر زمانی است
که گشوده نشده،
ولی کنون
صدای ِ گشایشی از آن پنجره هاست...
*
مرغ ماهیخواری را به یاد دارم؛
شناور بر برف های تازه آب شدهء هیمالایا ،
خوابیده بر دم ِ گاوی دریایی،
ترانه خوانی های ِ خوک های آبی با موهای سیخ سیخ،
و طباخی ِ گورخرهای ِ راه راه،
به سم ضربه های نشسته بر شن های ساحل،
گوش های کاراکال¹ ،
به اهتزاز ِ فیل ها،
و وال های ِ جهنده از آب،
در سایه روشن ِ جزیره.
بیرحمی ِ پنجه های میرکت ها² را به یاد دارم؛
شناور بر رود گنگ،
سکان دار ِ قایقی برِ رود نیل،
بر فرازِ پلکان ها.
آوارگی را به خاطر دارم
در دهلیز های ِ معبد ِ هاتشپسوت³،
و چهره ء بسیاری زنان.
دریاهای بی پایان و رودخانه های هزاران مایل.
پدرم را به یاد دارم،
به بچه ها
و
لذت.
هر آنچه که هست را به یاد دارم،
اما هرگز به خاطر نمی آورم،
هیچ عشقی داشته باشم.
*
رویا هایت را به خاطر بسپار،
به خاطرت بسپار.
*
طولانی مدت تر از آنکه فیل های ساوانا4 را ببینم،
بیشتر از آنکه بشنوم،
بیشتر از آنکه ببینم،
آنان به من یاد آور می شوند؛ که کیستم.
باشد که فیل های ِ نگهبان
آرزوی مرا بشنوند
و با تمام ِ نوازندگان ِ ارکستر ِ طببیعت، همنوایی کنند.
می خواهم درست از
می خواهم به آن رقصی بپیوندم که صدای ِ پایی از آن نمی آید.
می خواهم رقص شوم.
*
اگر نزدیکتر یا دورتر شوی،
توان گفتنم نیست.
و هنگامی که مستقیمأ به چهره ات خیره شدم،
جز زارعی بی مزرعه ندیدم.
شاید که اگر چهره ات
اکنون می توانست،
به سوی من بازگردد؛
چهره ای را در آن باز می یافتم،
که از آن ِ خودم بود و گمش کرده بودم.
*
پری به آتش،
آتش به خون،
خون به استخوان،
استخوان به مغزِ استخوان؛
مغز ِ استخوان به خاکستر،
خاکستر به برف.
*
اگر وال ها آواز نمی خوانند،
دلیلی دارند.
و اگر می خوانند،
ترانه دارند.
آنچه مهم است،
چیزی نیست که در این صفحه نوشته شد.
آن است که بر دل نقش بست.
پس نامه ها را بسوزان،
و بگذار خاکسترهاشان بر برف،
بر آستانهء رود،
آن هنگام که بهار فرا می رسد،
و برف ها آب می شوند،
و رودخانه خروشان می شوند،
به کناره های رود باز گردد.
و با چشمانی بسته؛
دوباره نامه هایم را بخوان.
بگذار که کلمات و تصاویر
چونان امواج ِ دریا
بدن ات را غسل دهد.
دستانت را بر گوش ات بگذار؛
و نامه ها را دوباره بخوان،
و به آوازهاي بهشت گوش بسپار،
صفحه به صفحه،
صفحه به صفحه،
و مسیر پرنده گان را پرواز کن،
پرواز کن،
پرواز کن،
پرواز کن،
پرواز کن،
پرواز کن...
--------------------------------------
پانویس ها :
¹ : كاركال در زبان فارسي "سياهگوش" نام دارد اما نبايد اين گربه را با "لينكس" كه آن را به واسطه گوشهاي سياهش سياهگوش مينامند اشتباه گرفت. وجه تسميه اين اسم به دليل وجود موهاي سياه و بلندي است كه در پشت و انتهاي گوشهاي بزرگ اين گربه وجود دارد. نام ديگر اين گربه (شاطر شير) ، به معني پيش دونده شير بوده است. كاراكال گربه بسيار باهوشي است و استعداد بسيار زيادي دراهلي شدن دارد.
² : meerkat ( میرکت ) این حیوان به " سوریکیت suricate " نیز معروف است. نام " میرکت Meerkat " یک واژه بیگانه در زبان آفریقایی است که اصل آن هلندی می باشد و در آن زبان به " میمون دم دراز آفریقایی guenon " اطلاق می شود. ممکن است این کلمه از واژه " مارکاتا markata " به معنی " میمون monkey " در زبان سانسکریت گرفته شده باشد. مردم آفریقا، میرکت را به عنوان " فرشته خورشید sun angel " می شناسند و بر این باورند که او می تواند روستاها را از شر " شیطان ماه moon devil " یا " انسان گرگ نماwerewolf " حفظ کند.
4 : ساوانا (savanna علفزار گرمسیری) : علفزار گرمسیری استوایی (حدفاصل مدار رأس السرطان و رأس الجدی) علفزاری است با درختان پراکنده که فصلی خشك و داغ دارد. اين محيط زندگی حدفاصل بین علفزار و جنگل واقع شده. علفزارهای گرمسیری در مناطق استوایی خشك و یا وابسته به این مناطق واقع شده اند و اغلب با يك جنگل باراني مرز دارند. علفزار گرمسیری يك فصل خشك طولاني و يك فصل باراني دارد.
-----------------------------------------
:Filmography
Translated By Bright Intellects